عشق «بعد از وصلت»!
نوشته اي از «بهمن»
شما طرفدار عشق قبل از ازدواجين يا عشق بعد وصلت؟ يعني دوست دارين اول عاشق بشين بعد باهاش ازدواج كنين؟ يا اينكه با كسي ازدواج مي كنين كه يه سري شرايط داره كه بايد از نظر شما داشته باشه و عشق رو ميذارين توي اولويت دوم؟ و معتقدين بعد از وصلت هم ميشه عاشق طرفتون بشين. راستش من يه چند روزيه دارم به «نامزد مطلوب» و «نامزد محبوب» فكر مي كنم.تفاوتها و تمايزهاشون.از خودم مي پرسم چرا بعضيا براي رأي دادن با اين يا اون نامزد، براي خودشون شرط ميذارن كه حتما" بايد توي همين دوره نامزدي،«عاشق» نامزدشون بشن. در صورتي كه دوران نامزدي، دوران فكر كردن به اينه كه آيا نامزد من، ميتونه مطالبه ها و خواسته هاي منو برآورده كنه؟ اگه محبوب هست،«مطلوب» هم هست؟ اگه بلده يه زندگي رو مرد و مردونه بگردونه و گردنش رو پيش ديگرون خم نكنه، حتما" يه آدم دوست داشتنيه كه شايد من بايد بيشتر بهش نگاه كنم تا «محبوب» منم باشه. اين كه شرايط «مطلوب» رو داره. اما اين وسط چه ضرورتي داره كه من حتما" عاشقش هم بشم؟ براي عاشقي وقت بسياره. اگه هدف من از اين نامزد بازي، رسيدن به زندگي و سر و سامان دادن به زندگيمونه، به «شرايطش» بيشتر از چشم و ابروش نگاه ميكنم.اگه هم منظورم فقط اطفاي غريزه ها و عشق بازيه، خب بي خيال شرايط و توانايي هاي نامزدم ميشم و فقط به اين فكر ميكنم كه تا سر حد جنون عاشقش بشم تا بهترين حال و هوا رو باهاش داشته باشم.منتها به بعد از ماه عسل هم بايد فكر بكنم كه وقتي دوره خوشي سر رسيد، اين آدم چند مرده حلاجه!
انتخابات، يه عقد موقتي 4 ساله اس با يه نفر كه اول بايد «مطلوب» باشه بعدا" «محبوب»! چون گاهي ممكنه اين وصلت چهارسال ديگه هم تمديد بشه يا اصلا" مثل ونزوئلا«عقد دائمي» بشه! اگر كسي ميتونه 4 سال زندگي ما و بچه هامون و كشورمون رو بسازه، حتي اگه هنوز عاشق صدا يا چهره اش نشديم و از تيپ و قيافش فعلا"خوشمون نياد و عاشقش نشديم، اما مي بينيم با عرضه و مطلوب و مرد عمل بوده و هست، چرا رأي خودمون رو براي اون خرج نكنيم؟
از طرفي، فكر نمي كنم انتخابات، عرصه «نوستالژي عاشقانه» باشه. اگه آدم اهل «عمل» داريم كه تا الان همت و عرضه خودشو نشون داده و اثباتش كرده، چه وقت اينه كه به نامزدي فكر كنيم كه فقط «خاطره هاي» خوبي ازش داريم؟ كه تازه اگه بتونه برنده بشه، ممكنه عشق سالهاي جواني باشه! مردم ما زودتر از حزبهاي ما فهميدن كه حالا بايد براي تغيير دادن اين وضعيت، دنبال يك «مرد عمل» باشن.مرد عمل شجاعي كه حتي اگه توي دوره نامزدي هم خيلي «محبوب» نباشه، اما «مرد» باشه و حرف و عملش يكي باشه.مطمئنا" «عشق بعد از وصلت»، عشق «پايدارتريه» از عشقهاي زودگذر و عجولانه دوره نامزدي كه نديده و نشناخته عاشق يكي بشين و بعد عمري افسوس بخورين كه «عشق چشامو كور كرده بود!»
توضيح: از «بهمن» عزيز و نوشته خوبش ممنونم.و اميدوارم بقيه خوانندگان هم به اين صفحه مطلب بفرستند.
نوشته ای از آمی تیس
